دل نوشته های عاشقانه

از دل نوشته هایم به سادگی نگذر زیرا آنها را یک دل نوشته است...

Naghmehsara (518)

 

دوستان عزیز وبلاگ ( قلب یخی ) naghouseshgh  هم متعلق به بنده می باشد

 

چشــــم هایـم را می بنــدم …

گــوش هایــم را می گیــرم …

زبـانـــم را گـاز می گیـــرم …

وقتی حـریف افکــارم نمی شـــوم …

چه درد ناک است فهمیـــدن …

[ پنجشنبه پنجم تیر 1393 ] [ 13:24 ] [ سمیه ]

[ ]

اگرگاهی ندانسته به احساس توخندیدم!

ویا از روی خودخواهی فقط خود را پسندیدم!

اگراز دست من درخلوت خود گریه ای کردی!

اگربد کردم وهرگزبه روی خود نیاوردی!

اگرزخمی چشیدی گاه گاهی اززبان من!

اگررنجیده خاطر گشتی ازلحن بیان من!

نمیگویم میان سجده ی سبزت دعایم کن !

فقط فردا شب قدراست تولطفی کن حلالم کن

[ چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 ] [ 19:3 ] [ سمیه ]

[ ]

اگرگاهی ندانسته به احساس توخندیدم!

ویا از روی خودخواهی فقط خود را پسندیدم!

اگراز دست من درخلوت خود گریه ای کردی!

اگربد کردم وهرگزبه روی خود نیاوردی!

اگرزخمی چشیدی گاه گاهی اززبان من!

اگررنجیده خاطر گشتی ازلحن بیان من!

نمیگویم میان سجده ی سبزت دعایم کن !

فقط فردا شب قدراست تولطفی کن حلالم کن

[ چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 ] [ 19:3 ] [ سمیه ]

[ ]

اگرگاهی ندانسته به احساس توخندیدم!

ویا از روی خودخواهی فقط خود را پسندیدم!

اگراز دست من درخلوت خود گریه ای کردی!

اگربد کردم وهرگزبه روی خود نیاوردی!

اگرزخمی چشیدی گاه گاهی اززبان من!

اگررنجیده خاطر گشتی ازلحن بیان من!

نمیگویم میان سجده ی سبزت دعایم کن !

فقط فردا شب قدراست تولطفی کن حلالم کن

[ چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 ] [ 19:3 ] [ سمیه ]

[ ]

 
 
 
 
 
اگه سالها بعد سالهای خیلی دور بازم به یکی دلبستم...
دوســــتت دارم رو اصلا به زبون نمیارم...
قربون صدقه رفتن که هیچی...
نگرانی ام بروز نمیدم...
وقتی حالش خوب نبود باهاش صحبت نمیکنم و آرومش نمیکنم...
بجاش میگم برو یه دوش بگیر بهتر میشی....
باهاش زیاد بیرون نمیرم ، تا اگه جدا شدیم خیابونای شهر عذابم ندن...
به چشماش خیر نمیشم ، تا دلم گیر چشماش نشن...
سعی میکنم وقتی داره خودشو برام لوس میکنه بحث رو عوض کنم ،
تا صداش که یادم اومد دیوونه نشم....
وقتی خواست قسم بخوره که تنهام نمیزاره ، انگشتمو میذارم رو لبش و
میگم لازم نیس قسم بخوری ، حرمت خدا رو نشکون...
خلاصه اصلا بهش گیر نمیدم و پاپیچه کاراش نمیشم...
انگار نه انگار...
من تجربه کردم...
شما هم باخبر باشید...
تاوان دلبستن به آدما یه عمر پشیمونیه و گریه...!!!

[ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 ] [ 8:19 ] [ سمیه ]

[ ]

×ﭼﻘـــــــﺪﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺘﻦ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ...حتما بخونید ×
ﻣﻦ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﯾﻢ!
ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﺑﯿﻨﻤﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﻫﯿﭻ ﺣﺮﻓﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺯﻧﯿﻢ،
ﺳﺮﺩ ﻭ ﺑﯽ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﺟﺪﺍﯾﯽ ...
ﭼﻨﺪﯼ ﭘﯿﺶ ﯾﮏ ﭘﯿﺎﻣﮏ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻭ ﭘﺮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺩﺍﺩﻡ ...
ﯾﮏ ﭘﺎﺳﺦ ﭘﺮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺎﻣﮏ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺩﺍﺩ ..
ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﭼﻘﺪﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﯽ ....... ﻭ ﻣﻦ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﭘﺎﺳﺨﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺩﻡ ......
ﻭ ﺍﻭ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﭘﺎﺳﺨﻢ ﺭﺍ ﺩﺍﺩ ....... ﻭ ﺑﺎﺯ ﻣﻦ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ....... ﻭ ﺑﺎﺯ ﺍﻭ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ........
ﺍﺻﻼ ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺪ ﻣﺤﺒﺖ ﺍﻣﯿﺰ ﺑﻠﺪ ﺍﺳﺖ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﺪ ........
ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﻣﻦ ﯾﺎﺩﻡ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﺍﻧﺴﻮﯼ ﺧﻂ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺍﺳﺖ ...
ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ...
ﺍﺭﺯﻭ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﺒﯿﻨﺪ ﻭ ﺑﺸﻨﺎﺳﺪ ﺣﺘﯽ ﮔﻔﺖ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺟﺪﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻭ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ ...
ﻣﺎ ﺍﺩﻣﻬﺎﯼ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ...
ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ
ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻢ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﯾﻢ
ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺍﺯ ﻫﻢ ﻟﺒﺮﯾﺰ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ ...
ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺩﻣﺎﻧﯿﻢ
ﻫﻤﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ !!

[ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 ] [ 8:12 ] [ سمیه ]

[ ]

سلام حالتون خوبه؟
اوضاع تون روبراهه؟
ببینم آب و برق و نفت مجانی شد؟
دیگه مشکل اعتیاد که ندارید؟
راستی آزادیهای فردی و اجتماعیتون چطور, کامل شد؟
راستی دلار هنوز ۶۸ریال؟
بیکاری چه طور؟ ریشه کن شد؟
باز هم سفربه اروپا بدون ویزاست؟...
می گفتین بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر
راستی روزگار چون شکرتان آمد؟
من هم بدنیستم ، یعنی آن اوایل زیاد خوب نبود
ولی اینقدر گفتین خدا بیامرزدش تا از بهشت سردرآورد...

روحت شاد..
قضاوت باشما...

[ چهارشنبه یازدهم تیر 1393 ] [ 13:51 ] [ سمیه ]

[ ]

 

 

تهمینه میلانی؛

مامان که شدم :

 

به پسرم خیلی محبت میکنم اونقدری که بزرگ شد باعشقش مث یه پرنسس رفتار کنه تاجفتش بفهمه که پسرم تودستای یه ملکه بزرگ شده!

 

روزا دستاشو میگیرم و چنون با محبت بغلش میکنم که بغل کردن عاشقونه رو با تموم وجودش یاد بگیره !

 

بهش یادمیدم که همه ی آدمها خصوصا همسرشون تشنه محبتند و پنهون کردن عشق و علاقه زندگیشو سرد می کنه!

 

بهش یاد میدم که خانما اقابالا سر و سایه ی سر نمیخوان ، عشق ، دوست و همراه صمیمی می خوان!

 

بهش یاد می دم که هیچوقت دل عشقش رو نشکونه ، چون دیگه نمی تونه ترمیمش کنه !!

 

بهش یاد میدم اونقدعاشقونه به عشقش نگا کنه انگار قحطی آدمه !!

به پسرم یاد می دم که عشقشو عاشقونه بغل کنه نه ازروی عادت و هوس !!

 

براش کادو های کوچک با معنی می خرم تا کادو دادن به آدم هایی که دوستشون داره بشه فرهنگش !!

 

بهش اونقدر حرفهای محبت آمیز می زنم که کلام پر مهر بشه ورد کلومش !!

 

همه اینکارا رو می کنم تا پسرم همونی بشه که همیشه از جفت ایده آل تو ذهنم بوده و هست . ابنطوری هم خودش از زندگی لذت ببره و هم جفتش !

 

من بخاطر اینکه یه مرد بامحبت دیگه به دنیا اضافه بشه ،حتما مادر ميشم!

[ چهارشنبه یازدهم تیر 1393 ] [ 11:29 ] [ سمیه ]

[ ]

 
ای کاش


در زنـدگی یـاد گرفتـم دوسـت شوم...

بخـندم...

گریـه كنم...

گاهی بغـض كنم...

ببخشـم...

ولی ای كـاشی یـاد میگرفـتم

كـه گاهـی

فقـط گـاهی نیـز فرامـوش كنـم!!!!
قـ ـلـ ـب یخی , ice__heart
 

[ سه شنبه دهم تیر 1393 ] [ 9:20 ] [ سمیه ]

[ ]

خبر داغ داغ ...حتمآ بخونید!!

سوئیچ پارتی چیست؟
سوئیچ پارتی نوعی مهمانی است که در آن مهمانان به همراه همسر خود به یک مهمانی رفته و قبل از ورود به مهمانی و یا پارتی سوئیچ(کلید) خودرو خود را داخل یک کاسه می اندازند و پس از اینکه پارتی تمام شد خانمها(همسران مهمانان) سوار خودرو خود می شوند و هر مردی که از داخل کاسه هر سوئیچ از خودرو را برداشت می تواند با همان خودرو و زن داخل آن به خانه خود برود و ... .
به گزارش .... یکی از مسئولین امنیتی در گفتگو با ....گفت: با تلاش سربازان گمنان امام زمان(عج ) چندین باند از فراماسون ها که متاسفانه در داخل کشور حتی نماد آنها در برخی از ادارات دولتی رو به افرایش است چندی پیش در شهرهای تهران -شیراز و اصفهان دستگیر شدند.
وی در ادامه افزود که این باند که با تبلیغات زیاد اقدام به عضو گیری می کردند که با هدف قرار دادن کانون خانواده ها و منحرف کردن آنها به رفتارهای غیراخلاقی از جمله س ک س خانوادگی که می توان از سوئیچ پارتی نام برد قصد داشتند از این راه خانواده ها و از جمله جوانان را برای مقاصد سیاسی خود در کشور سوء استفاده کنند.
وی همچنین از نحوه دستگیری افراد مذکور گفت که بیشتر این افراد در سوئیچ پارتی هایی که در باغ های خارج از شهر برگزار می شد دستگیر شدند.

[ سه شنبه دهم تیر 1393 ] [ 9:18 ] [ سمیه ]

[ ]

برای زیارت خدا لازم نیست
به مساجد، زیارتگاهها وسرزمین وحی برویم
خدا را می توان در شاد کردن چشمان گریان کودکی فقیر
درخیابان و هر جای دیگری زیارت کرد ...

[ سه شنبه دهم تیر 1393 ] [ 9:17 ] [ سمیه ]

[ ]

 

اقـــــرار مـــی کـــنم اینــجا بــدون تــو
حـتی بــرای آه کشـــیدن هـــم هــــوا کــــم اســــت . .

 

[ سه شنبه دهم تیر 1393 ] [ 9:10 ] [ سمیه ]

[ ]

 

ﺑﻌﻀﻲ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﺍ ﻫﺴﺘﻦ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ ﺍﻭﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺍﻭﻝ ﺑﺎﯾﺪ ﻟﺒﺎﺳﺘﻮ ﺗﺄﯾﯿﺪ ﮐﻨﻦ ...ﻫﻤﻮﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﮑﺸﻦ ﺭﻭﯼ ﻟﺒﺖ ﻭ ﻣﯿﮕﻦ ﮐﻢ ﺭﻧﮓ ﮐﻦ ﺍﻭﻥ ﺭﮊﺗﻮ .ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎﻫﺎﺷﻮﻥ ﻗﻬﺮﯼ sms ﻣﯿﺪﻥ ﻣﯿﮕﻦ :ﮐﺠﺎﯾﯽ ؟ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﻗﻬﺮ ﻫﺴﺘﻢ ﻭﻟﯽ ﺑﯿﺨﻮﺩ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺟﺎﺯﻡ ﺑﺮﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ .ﻫﻤﻮﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻋﺼﺒﯽ ﻣﯿﺸﻦ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﻧﻦ ﻮ ﯾﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻌﺪﺵ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﻨﺖ ﮐﺸﯽ !ﻫﻤﻮﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﯾﻬﻮ ﻏﯿﺮﺗﯽ ﻣﯿﺸﻥ ﻭ ﻗﺎﻃﯽ ﻣﯿﮑﻧﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ ﺗﺎ ﮐﺠﺎ ﺑﺮﺍﺷﻮﻥ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﺍﺭﯼ !!!ﻗﺪﺭﺷﻮﻧﻮ ﺑﺪﻭﻧﻴﺪ ﺗﺎ ﻣﺜﻞ ﺑﻘﻴﻪ ﻧﺸﺪﻥ

[ یکشنبه هشتم تیر 1393 ] [ 9:59 ] [ سمیه ]

[ ]


[ یکشنبه هشتم تیر 1393 ] [ 9:54 ] [ سمیه ]

[ ]

بــرآے ِ فـــرآمــوش کــردنـَـتــــ ،

هــر شـــَب آرزوے ِ آلــزآیمـر مـے کنـَمــــ ـ

خــوش ہـحــآل ِ تــو ،

کــہ وقــتــے "او " آمـــد ؛

بـدوטּ ِ هیــچ دردِســَرے ،

فرامــوشـــَم کــَرבے...

[ یکشنبه هشتم تیر 1393 ] [ 9:54 ] [ سمیه ]

[ ]

دوست یعنی

کسی که وقتی هست، آروم باشی و وقتی که نیست، توی زندگیت یک چیزی رو کم احساس کنی

دوست یعنی اون جمله های ساده و بی منظوری که میگی و خیالت راحته که ازش هیچ سوء تعبیری نمیشه

دوست یعنی یک دل اضافه داشتن.... برای اینکه بدونی هربار که دلت میگیره، یک دل دیگه هم دلتنگ غمهات میشه

دوست یعنی وقت اضافه....یعنی تو همیشه براش عزیزی حتی توی وقت اضافه

دوست یعنی ....تنهایی هام رو میسپارم دست تو چون شک ندارم که میفهمیشون

دوست یعنی یک راه دوطرفه....یک قدم من، یک قدم تو،اما بدون شمارش و حساب و کتاب

دوست یعنی من ازبودنت سربلندم نه سربه زیر و شرمنده

دوست یعنی همیشه یک چیز گرمی رو توی قلبت احساس میکنی که همیشه از خاموش شدنش میترسی

دوست یعنی من

....یعنی تو

 

[ شنبه هفتم تیر 1393 ] [ 15:49 ] [ سمیه ]

[ ]

[ شنبه هفتم تیر 1393 ] [ 8:44 ] [ سمیه ]

[ ]

خدایاگله نمیکنم…
ولی
کاسه ام را اینقدر خالی دیده ای
که هر چه خواسته ام رادر کاسه ام میگذاری!...
باید کسی را پیدا کنم
که دوستم داشته باشد ،
آنقدر که یکی از این شب های لعنتی آغوشش را برای من و یک دنیا خستگیم بگشاید ؛
هیچ نگوید و هیچ نپرسد
فقط مرا در آغوش بگیردبعد همانجا بمیرم
تا نبینم روزهای آینده را …
روزی که دروغ میگوید ،
روزی که دیگر دوستم ندارد ،
روزهایی که دیگر مرا در آغوش نمی گیرد
و روزی که عاشق دیگری می شود....
 
 

[ شنبه هفتم تیر 1393 ] [ 8:43 ] [ سمیه ]

[ ]


عــشقت را پنــهان میکنی

که مــردانگیت خــدشه دار نــشود

اخــم میکــنی

که مهــربانیت را پــنهان کنی

مرا " شــما " خــطاب میکنی

که هــوایی نــشوم

اما نمــیدانی ...

نــمیدانی که چــقدر این ها به تو می آیــند

و مــن دیــوانه تر میــشوم ..

[ پنجشنبه پنجم تیر 1393 ] [ 12:52 ] [ سمیه ]

[ ]

سرت را …

تکیه به دیوار نــده عمرم …

به غیرت …

شانه هایم برمی خورد …

417143249

 

 

[ پنجشنبه پنجم تیر 1393 ] [ 12:8 ] [ سمیه ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،